دلنوشته های منو عزیز دلم
تاريخ : | نویسنده : رضا

 بخش اختصاصی دارای رمز ورود

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب...
تاريخ : | نویسنده : رضا


 


تاريخ : | نویسنده : رضا



تاريخ : | نویسنده : رضا

دلنوشته های منو عزیز دلم        www.banooyeroya.blogfa.com

صبا ز طرّه جانان من چه میخواهی

ز روزگار پریشان من چه میخواهی

دلم ببردی و گویی که جان بیار ای دوست

به حیرتم که تو از جان من چه میخواهی

 



تاريخ : | نویسنده : رضا

گاه می توان تمام زندگی را در آغوش گرفت ،
فقط کافیست تمام زندگیت یک نفر باش
د



تاريخ : | نویسنده : رضا

 

 دخترک فقیر_دلنوشته های منو عزیز دلم      www.banooyeroya.blogfa.com

معلم عصبي دفتر رو روي ميز كوبيد و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پايين انداخت و
خودش رو تا جلوي ميز معلم كشيد
و با صداي لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانيت شقيقه هاش مي زد،
تو چشماي سياه و مظلوم دخترك خيره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تميز بنويس و دفترت رو سياه و پاره نكن ؟
هـــا؟! فردا مادرت رو مياري مدرسه مي خوام در مورد
بچه بي انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ي لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت
قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مريضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش
حقوق مي دن...اونوقت مي شه مامانم رو بستري كنيم
كه ديگه از گلوش خون نياد... اونوقت مي شه براي خواهرم
شير خشك بخريم كه شب تا صبح گريه نكنه... اونوقت...
اونوقت قول داده اگه پولي موند براي من هم يه دفتر بخره
كه من دفترهاي داداشم رو پاك نكنم و توش بنويسم...
اونوقت قول مي دم مشقامو ...
معلم صندليش رو به سمت تخته چرخوند و گفت
 بشين سارا ...
و كاسه اشك چشمش روي گونه خالي
شد .



تاريخ : | نویسنده : رضا

دلنوشته های منو عزیز دلم   www.banooyeroya.blogfa.com



تاريخ : | نویسنده : رضا

دلنوشته های منو عزیز دلم      www.banooyeroya.blogfa.com

دلنوشته های منو عزیز دلم      www.banooyeroya.blogfa.com

www.banooyeroya.blogfa.com



تاريخ : | نویسنده : رضا



تاريخ : | نویسنده : رضا
 

 دلنوشته های منو عزیز دلم        http://banooyeroya.blogfa.com/

میروم زیر باران میروم

با چشم گریان میروم

با قلب عریان میروم

سوی خدایم میرم

میروم با کوله باری از گناه

میروم شاید دوباره بخشاید مرا



پیج رنک

آرایش

طراحی سایت